![]() |
![]() |
|
| بنام خالق پاکیها |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 0:21 توسط نشاط |
|
|
دلم میخواد برات از عید بگم ؛ از اومدن بهار بگم ؛ از ترنم باران زیبا بگم
مادرم عید داره می رسه ؛ باهمه زیبایی هاش داره میاد دوباره ببین اسمونو که چه زیبا شده ؛چه نوری از دل ابر سپید بطرفمون میاد مادر! بوی خوش بهاری مشام مونو باز داره نوازش میده مادر دست مهربون طبیعت دوباره مشغول نوازش زمین شده مادر همه چی دوباره جون میگیره و زندگی رو از سر میگیره مادر همه مشغول خونه تکونی و تمیزکاری اند مادر کاش در کنارش به خونه تکونی خونه دلشون هم مشغول بشن مادر کاش کینه ها کنار برن مادر کاش بغض وغم ؛ اشک واه ؛ مویه وشیون ؛جایشون رو به شادی و نشاط بدن مادر کاش نیکی و دوست داشتن ما همه گیر بشه مادر کاش دعای سرساعت تحویل؛ شامل همۀ ادما بشه مادر کاش سرسفرۀ همۀ ادمها شادی و برکت باشه مادر بیا باهم دعا کنیم ؛ دعا کنیم و باز دعا کنیم دعا بجون ادما کنیم ؛ دعا برای دل ادما کنیم دستامونو ببریم بالا مادر بگیم ای خدای بینا ودانا ای یاور همیشه توانا ای خدای بی همتا بیاوببین ؛ دلهای شکسته را ببین بذار مرهمی بر این دلها ای خدای یگانه ؛ ای خدای فرزانه تنها تویی نجات دهنده تنها تویی خالق بخشنده تنها تویی دستگیری کنندۀ محرومان تنها تویی مرهم واقعی بردلهای شکسته بیا به خاطر دعاهای مادرامون ؛بذار مرهمی بردلهای شکستۀ دوستانمون بیا و ببین کورسوی امید را تو قلباشون که اونم از توست ای بخشنده خدایا میخوام بگم عید برتو مبارک خدایا میخوام بگم سال نو برتو مبارک مادرم عید برتو نیز همیشه مبارک مادرم عید و سال نو اگر چه دوراز بابا هستیم اما میخوام بگم که عید بربابا هم مبارک عید برهمۀ دوستانمون مبارک |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 20:24 توسط نشاط |
|
ببین مادر ببین چه بی صدا شکست
ببین مادر ببین چه بی گناه طرد شد ببین مادر ببین چه بیرحمانه زدنم زمین ببین مادر ببین چه کرد بامن این بظاهر دوست ببین مادر ببین دست بی ریامو چگونه بعداز ان همه مدت کنار زد و همه چی را دور ریخت ببین مادر ببین از دست این دتیا چه خونینه این دل ! ببین مادر ببین ؛ ببین وهیچ مگوی مادر که زخم دل چرکینه ! ببین مادر ببین گذشت دیگه خریداری نداره مادر! چرا دینای ما این چنینه مادر؟ چرا نگاهها همه از اشک حسرت پر شده مادر؟ چرا انسان این قدر بی رحمه مادر؟ حکمت زنده بودن؛ بمن بگو چیه مادر؟ امدیم به این دینا که چه کنیم مادر؟ اون همه درس گذشت و فداکاری وایثار را یادمون دادی مادر ! کاش کمی هم از کینه ها میگفتی برام مادر کاش یادم میدادی که دربرابر پشت پا خوردن چه باید بکنم مادر؟ کاش یادم میدادی که چگونه دست کسی را که مدتها گرفته بودم با سادگی و صداقت ؛بعد از اون کشیدن بیرحمانه و دور شدنش ؛ اسوده ازش بگذرم مادر! کاش میگفتی دنیا بی رحمه مادرم ؛ کاش میگفتی زندگی خیلی خشنه مادر ! کاش یادم میدادی دروقت اقتضا چگونه منم از در تلافی دربیام مادر؟ کاش میگفتی دوست واقعی هیچگاه وجود نداره مادر! دوست !این کلمۀ زیبا ؛ فقط مال تو کتابهاست و بس. کاش امدنم به این دنیا دست خودم بود !که اگر بمن بود و میدونستم به این قسمت زندگی میرسم که خیلی کثیفه ! بخدا نمیامدم ... زندگی فقط لجظه مردن یهو برای ادم شیرین میشه ؛وقتهای دیگه اصلا خوش منظره نیست مادر! ببین مادر ببین حرفهای بی انتهامو مادر که چطور درفالب کلمات روی صفحه ریخته میشه !
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه شانزدهم اسفند 1386ساعت 5:33 توسط نشاط |
|
|
کیک تول
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 23:36 توسط نشاط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ را تقدیم میکنم به مادرم ؛سایه سرم بعد از خدا
|
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 خرداد 1387 اسفند 1386 دی 1386 آذر 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 |
|
RSS
|
FreeCod Fall Hafez