باتو مادرم حرفی دارم ؛حرف که نه حرفها دارم .
باتو مادر نگفته ها دارم ؛حرفهای مانده در گلو دارم.
با تو مادر ؛ای نور چشمان ترم ؛ درد دلها دارم.
با تو ای عزیز دور زدست ؛من سخنان بی شمار دارم.
باتو از کدوم خواسته ؛از کدوم غم پنهون مونده از دیگرون
یا از کدوم راز ناگفته ؛سخن برونم؟
من از تو گوش دل میخوام و دید درون ؛ مادر !
بذار برات ازغم تنهایی بگم؛ نه نمیخوام برنجونمت!
بذار برات از غم دوری سایبون سرم بگم؛نه که تو خوداین درد را اشنایی!
بذار برات از جای زخم روزگار بر جسم و جانم بگم؛ نه چون تو بیشتر ازمن اگاهی
بذار برات از ترس دوریت بگم؛تنها چیزی که شاید اگرهم بدانی ؛بازم ازعمقش خبر نداری!
همه هویتم بعد بابا ؛ تویی
همه احساس زنده بودنم ؛بعد خدا تویی
همه زندگیم بعد خدا وبابا ؛تویی
ای که همه چیزمو ازتو دارم ؛کمی هم بامن بمون
بمون وتنهام نذار؛ نرو ؛ترو خدا هیچوقت نمیر....
نمیر وبمون ؛پشت من باش تا قیامت !
تنهایی درده ؛تنهایی خیلی سخته مادر!
وسختر از همه ؛بی همزبونیست مادر!
این سکوت رو بشکن ؛بامنم حرف بزن مادر!
بذار غم وبغضمو تو دامنت خالی کنم ؛مثل زمون بچگیام
بذار حرفهای ناتموم غم بابا رو با کمک تو از خودم دور کنم
بذار تا باکمکت بتونم جای خالی بابارو تحمل کنم
بذار مادر ؛ نگو بزرگ شدی دیگه بده ؛ که بچه هر چقدر هم سنش بره بالا واسه مادرش بچه مبمونه!
بذار از خدا بخوام عمر نوح رو بتو ببخشه !
بمون همیشه بمون ؛ مادر بمون ؛ای چراغ خونه ؛هیچوقت خاموش نشو ؛که بی تو سرد وبیروح میشم!
الهی امین
پيام هاي ديگران ( نظر بدين ) link يكشنبه، 24 تير، 1386 - neshat

